دانشگاه در دوره ی انسداد سیاسی
افشین کشتکاری
دانشجو: « شما انجمنیها خجالت نمیکشید! به سعید آقایی(فعال انجمن اسلامی) میگم چرا به خاطر این پرچمها حرکتی نمیکنید. میگه ما نمیخواهیم هزینهی بیهوده بدهیم. مگه خون ما از خون بقیهی دانشجوها رنگینتره! مگه خون ما از خون بقیهی مردم رنگینتره! امروز دانشگاه شیراز رو به خاک و خون کشیدند، اونوقت شما میگید ما نمیخواهیم هزینه بدهیم. دلتون خوشه به اینکه وسط پرچمها رو پاک کردند. اینها اون موقع جرأت اینکارها رو نداشتند»...
عبارت آورده شده صحبت یکی از دانشجویان بود که با لحنی تند و اعتراضی به اینجانب ایراد شد. هنگامی که صحبتهای این دوست عزیز را شنیدم، آن سنگینی بار روانی که در این چند سالهی فعالیت دانشجویی همیشه با خود داشتم، بیشتر از پیش شد؛ چرا که از یک طرف دانشجویی را میدیدم که دز سیاسیاش بیشتر شده و سطح توقع او از نهادی منتقد همچون انجمن اسلامی دانشجویان بالاتر رفتهاست و از طرف دیگر تجربهی حاصل از چند سال فعالیت دانشجویی نهیب میزد: در هنگامی که دانشگاه زیر یوغ استبداد در حال له شدن است، باید سیاستی پیشهکرد که به دور از رفتارهای احساسی و با اتخاذ رویکردی منطقی و با مشی روشنگری انحصارطلبان را رسوا کرد. «دانشگاه تنها قلب تپنده در دوران انسداد سیاسی»، اینک گام به مرحلهی جدیدی از مبارزات ضد استبدادی خود گذاشته است. او فشارهای زیادی در چندسالهی اخیر تحمل کردهاست. فرزاندان بسیاری داشتهاست که به حکم دایهی دلسوزتر از مادر، از دامان مادر جدا گشتهاند. تعلیق، اخراج، تبعید، بازداشت، حبس، شکنجه.. سرنوشت شوم فرزاندان مادر بودهاند. دانشگاه هزینههای بسیاری پرداخته است و بستر تحولات مهمی در آینده خواهدبود، اما یک اشتباه فاحش را نباید بکند و آن اینکه نبایستی بار تمامی حرکتها و جنبشهای مردمی را بکشد. در واقع آن جنبش مردمی که امروز به جنبش سبز موسوم است، گرچه شاید بخش اعظم آن ثمرهی جنبش دانشجویی بود اما راه آن با راه جنبش دانشجویی جداست. جنبش سبز هدف مشخصی دارد که همهی هدف جنبش دانشجویی نیست. جنبش دانشجویی آنهنگام که فرقی برایشان ندارد که دانشگاه را بسان میدان جنگ کنند، آنهنگام که نشانههای تصفیهی گسترده، برای استحالهی ماهیت مستقل دانشگاه پیدرپی نمود پیدا میکند و آنهنگام که جنبشهای مختلف مردمی سیاستهای حاکمیت را به تیغ نقد میکشند، بهترین استراتژی کوتاهمدت آن دفاع از حریم دانشگاه میباشد. دانشگاه که در برابر تندباد حوادث سنگینترین فشارها را تحمل میکند تا نفسی تازه کند، حتی اگر بتواند از حقوق صنفی خوددفاع کند، هنر بزرگ کردهاست. البته جنبش دانشجویی درکنار دفاع از حقوق صنفی خود میتواند با بسط و نقد بسیاری از مفاهیم ضمن بالاتر بردن سواد تئوریک خود، در فضایی آرام و با رویکردی منطقی به مهمترین وظیفهی خود در دوران انسداد سیاسی یعنی روشنگری بپردازد. در این میان یک نکته حائز اهمیت است. و آن اینکه عبور از خط قرمزها چه برحق و چه ناحق در شرایطی که گفتمان آن در دیگر جنبشهای مردمی نهادینه شده، سنگینترین هزینهها را به دانشگاه تحمیل میکند. دانشجویان بایستی در کوچکترین رفتارهای اعتراضی خود اصل پیشی گرفتن فایده از هزینه را مد نظر قرار دهند. رسیدن به هدف با هرچه کم کردن هزینه و در نتیجه استمرار بیشتر جنبش مهمترین مشخصهی رفتارهای اعتراضی است که مستلزم دقت به جوانب امر و پیشبینی پیامدهای آن میباشد. دانشگاه که یک محل متمرکز برای منتقدین وضع موجود است، بهراحتی مورد برخورد قهرآمیز قرار خواهدگرفت. از اینرو عبور از خط قرمزها ضمن تحریک راست افراطی، بهانههای لازم را برای برخورد خشونتآمیز و سرکوب گسترده به انحصارطلبان خواهدداد. با توجه به نکات گفته شده و همچنین شرایط موجود، آنزمان که امکان اصلاحات در ساخت قدرت وجود ندارد و انحصارطلبان حتی اجازهی کوچکترین آزادیهای مشروع را هم نمیدهند - نمونهی آن فیلترینگ گستردهی منابع خبری - بهترین راهبرد در دوران انسداد سیاسی روشنگری و آگاهیبخشی میباشد. از اینرو در دانشگاه کوچکی همچون دانشگاه صنعتی شیراز که فعالین دانشجویی آن به دلیل رویکرد منطقی و عقلانی ریاست دانشگاه و معاونت دانشجویی – دکتر مقدسی و دکتر حسامالدینی – علیرغم فشارهای بسیار از جانب کانونهای قدرت، از تیغ تیز کمیتهی انضباطی مصون ماندهاند، تنها یک رفتار احساسی منجر به برخورد انضباطی و حذف مهمترین نهاد منتقد دانشجویی دانشگاه، انجمن اسلامی دانشجویان، خواهد شد.
بهترین عملکرد دانشجویان در باب 13 آبانی که گذشت بررسی تاریخی 13آبان و روشنگری در مورد ماهیت آن به نظر میرسید. واقعهای تاریخی که سران بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام که سفارت آمریکا را به تسخیر خود درآوردند، اکنون در زندان بسر میبرند.
آن دانشجویی که عزم کامل برای برگزاری تجمع در حمایت از جنبش سبز دارد، اما خود مورد سواستفاده قرار گرفته و پای خود را بر پرچمهای نقاشی شده میگذارد، بیشتر از آنکه به دنبال حقیقت باشد به دنبال تخلیهی هیاجانات خود است. گرچه پروندهی بسیج دانشجویی در سو استفاده از دانشجویان در ماجرای پرچمها از دیدگاه افکار عمومی باز است، اما دانشجویان بایستی مراقب باشند تا با تحریکات راست افراطی پای به تلهی آنها نگذارند و مرتکب رفتارهای غیرعقلانی نشوند.
در این بین موثرترین اقدام دانشجویان، حمایت از تشکلهای منتقد دانشجویی میباشد. مشارکت بیشتر دانشجویان در همراهی شورای صنفی دانشجویان، باعث مشروعیت بیشتر شورای صنفی و در نتیجه اعمال نفوذ بیشتر و بالتبع قدرت بیشتر این نهاد درپیگیری حقوق دانشجویان خواهد بود. استقبال دانشجویان از نشریات منتقد، علاوهبر دلگرمی دستاندرکاران نشریه، هزینهی برخورد با نشریات دانشجویی را برای کانونهای قدرت افزایش خواهدداد. همچنین شرکت دانشجویان در تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای مختلف نظیر انتخابات انجمن علمی، فضای لازم را برای حرکت خزندهی راست افراطی تنگتر خواهد کرد. انجمن علمی دانشجویان با آنهمه نقدهایی که به عدم استقلال آن وجود داشت، مشارکت زیاد دانشجویانرا در انتخابات آن میطلبید. انتخاباتی که پس از آنهمه فشار افکار عمومی برای اولین بار به طور علنی و رسمی انجام شد.
حرکت نرم راست افراطی، در تاسیس کانونهای خلقالساعهی همسو با خود نظیر کانونهای ایثار، آفاق، انجمن علم و دین،... و استفادهی گسترده از امکانات دانشگاهی و حتی سو استفاده از دانشجویان برای تحمیل عقاید خود، درکنار محدود کردن چند ماههی انجمن اسلامی دانشجویان مشهود است. انجمن اسلامی دانشجویان که راهانداز بسیاری از حرکتهای اصلاحی در دانشگاه بودهاست، اکنون سنگینترین فشارها را تحمل میکند. کانونهای قدرت آنقدر نسبت به انجمن اسلامی دانشجویان بدبین شدهاند که برای مثال با آنکه فعالین این تشکل دو تجمع اعتراضی بعد از 22 خرداد را به کنترل خود درآورده و جمعیت را به درون دانشگاه هدایت کرده و تجمع را به پایان رساندند و همچنین از وقوع بیش از سه تجمع قطعی دیگر در عرض شش ماههی اخیر – به منظور جلوگیری از متشنج شدن فضای دانشگاه - جلوگیری به عمل آوردند، اما آنها عامل هر حرکت مخالف میلشان را انجمن اسلامی دانشجویان میدانند، و نمیخواهند نقش اعمال تحریک کننده و به دور از عقلانیت خود را در این حرکتها ببینند. انجمن اسلامی دانشجویان آن تشکل منتقد که اکنون ضعیفترین دورهی تاریخی خود را سپری میکند و عملا پنج ماه است که در تعلیق بسر برده و اجازه فعالیت رسمی و برون تشکلی را ندارد، در صورت حمایت نشدن از جانب دانشجویان چندی نخواهد گذشت که صحنهی فعالیتهای دانشجویی را برای همیشه ترک کند. نبود انجمن اسلامی دانشجویان به معنای تکقطبی شدن فضای سیاسی- فرهنگی دانشگاه است. البته یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه انجمن اسلامی دانشجویان تنها در صورت شفافیت بیشتر در سیاستهای خود، میتواند به نقش خود در هدایت دانشجویان منتقد وضع موجود، ادامه دهد؛ چرا که او بسیار از کیسهی اعتبار خود خرج کردهاست و اینک در شرایط سیاسی-اجتماعی موجود، دانشجویان از او صراحت و شفافیت میخواهند. چنانچه این صراحت و شفافیت محقق نشود بیگمان انجمن اسلامی دانشجویان به زبالهدان تاریخ انداخته خواهدشد!